خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۱۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کی بی توام نظاره به چشم آشنا شود؟بنمای روی خود که مرا دیده وا شود
۲
سوی در تو کعبه روان پی نمیبرندگر سنگشان به زیر قدم توتیا شود
۳
نرگس دهد پیاله خالی به دست تواز بس که پیش چشم تو بی دست و پا شود
۴
یکرنگم آنچنان که به شمشیر آفتابباور مکن که روز من از شب جدا شود
صفحهٔ ۱ از ۲