خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۱۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز مژگان بوالهوس را در غمت کی خون به بار آید؟نروید گل ز خار خشک اگر صد نوبهار آید
۲
دلم از رفتن غم شادمان گردد، چه میداندکه گر یک غم رود از سینهام بیرون، هزار آید
۳
به مستی سر برآور، یا به ننگ هوش تن در دهقبول آن مکن هرگز که از یک دل دو کار آید
۴
مرا هم یاد آید بیخودیهای سرشک خودچو بینم بیدلی را گریه بیاختیار آید
صفحهٔ ۱ از ۲