خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۱۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آیینه ما تا ز رخت عکس نما بودروی دل خلق از همه سو جانب ما بود
۲
شکرانه وصل تو چو دی جان نسپردیمامروز ز هجر آنچه کشیدیم سزا بود
۳
با عشق تو روزی که دلم عهد وفا بستاین دیده که امروز رقیب است، کجا بود؟
۴
تا پیکرم از آتش مهر تو برافروختچون آینه هرجا که شدم نور صفا بود
صفحهٔ ۱ از ۲