خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۱۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کسی کو عشقبازی پیشه داردکی از رسواشدن اندیشه دارد
۲
دل ریشی که خون از وی نجوشدچو سنگی دان که زخم تیشه دارد
۳
مکش از سینه ریشم که تیرتبود نخلی که در جان ریشه دارد
۴
دل قدسی نمیترسد ز شادیکه شیری چون غمت در بیشه دارد
صفحهٔ ۱ از ۱