شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۱۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر به صحرا بگذرم از اشک من گلشن شوددر چراغ لاله آب چشم من روغن شود
۲
سرو جان یابد به باغ، ار سایه اندازی بر اوور قدم بر دیده نرگس نهی روشن شود
۳
سر ز بزمش تافتم چندان که خود را سوختمسرکشی تا چند چون شمعم وبال تن شود؟
۴
عاشق دیوانه خودداری نمی‌داند که چیستهرکه شد بیگانه از خود آشنا با من شود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth