خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۲۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرده بودم از خمار می، شرابم زنده کردکشته بود آتش مرا، ساقی به آبم زنده کرد
۲
از نصیحتهای غمخواران، جنون بازم خریدگلشن افسرده بودم آفتابم زنده کرد
۳
مرده بودم در کفن، افکند از عارض نقابهمچو کرم پیله شوقش در نقابم زنده کرد
۴
بی تو ضعفم بود غالب، مردهام پنداشتندمژده وصلت رسید و اضطرابم زنده کرد
صفحهٔ ۱ از ۲