خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۲۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سنبل زلف تو خط بر سنبل تر میکشدسرو قدت حلقه در گوش صنوبر میکشد
۲
کعبه دردیکشان باشد مقامی کز شرفبهر تعمیرش، خم می خشت بر سر میکشد
۳
کم مبادا از سر ما سایه داغ جنونکی سر شوریدهحالان ننگ افسر میکشد؟
۴
شرمسار دیدهام شبها که از پهلوی اوآسمان از دامنم تا روز اختر میکشد
صفحهٔ ۱ از ۲