خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۲۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرگز مرا به کعبه ز دیر التجا نشدیک حاجتم نماند که آنجا روا نشد
۲
بختم فریب جلوه نیکاختری نخوردفرقم زبون سایه بال هما نشد
۳
در حیرت از شکستگی شیشه دلمبا آنکه هرگز از کف خوبان رها نشد
۴
روز وصال نیست جز این حیرتم که چوندر دیدهام نظاره ازین بیش جا نشد؟
صفحهٔ ۱ از ۳