خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۲۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در چمن کی دلم از فیض هوا بگشاید؟پرده بگشا که ز رویت دل ما بگشاید
۲
عیش این باغ به اندازه یک تنگدل استکاش گل غنچه شود تا دل ما بگشاید
۳
بر سر نکهت زلفت چو صبا میلرزمکه مبادا سر زلف تو صبا بگشاید
۴
عمرها رفت که لبتشنه تیغ ستمیمرحمتی کو که رگ ابر بلا بگشاید
صفحهٔ ۱ از ۳