خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۲۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم ز کعبه نه محمل نشسته میآیدبه دیر رفته و زنار بسته میآید
۲
اگر به کوی تو تا حشر گوش اندازندصدای شیشه عهد شکسته میآید
۳
نسیم باغ محبت مگر وزید، که بازبه دست دل، گل غم دستهدسته میآید
۴
همای عشقم و پرواز گلشنی دارمکه مرغ سدره در او جستهجسته میآید
صفحهٔ ۱ از ۲