خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۲۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در آتشم از چهره برافروختهای چندچون شعله ز هم سرکشی آموختهای چند
۲
روشن نشود بخت ز جمعیت داغشدر سینه دلم ساخته با سوختهای چند
۳
ریزند به سر خاک، پی صید ضعیفیچون دام به هم، چشم تهی دوختهای چند
۴
چون جلد کتابند، بغل کرده پر اجزایک حرف ز صد سطر نیاموختهای چند
صفحهٔ ۱ از ۲