شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۲۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای دست تو به کینه ز دوران درازترچشمت ز حادثات جهان فتنه‌سازتر
۲
چندان که آن صنم گره از زلف باز کرددر وصف خویش کرد زبانم درازتر
۳
شاید که دود از دل گردون برآوردکو ناله‌ای ز ناله من جهان‌گدازتر
۴
ناز تو می‌کشد به نیازم، وگرنه نیستآزاده‌ای ز من به جهان بی‌نیازتر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth