شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۲۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر کنم گریه به اندازه چشم تر خویشگیرد از غیرت من، ابر چو دریا سر خویش
۲
با خیال تو چو شب دست در آغوش کنمصبح با مهر ز یک جیب برآرم سر خویش
۳
تا به کی منت صیاد، چرا چون طاووسصورت حلقه دامی نکشی بر پر خویش؟
۴
آخر از پهلوی دل گشت چراغم روشناخگری بود مرا در ته خاکستر خویش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth