شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۲۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیگانه گشته‌ام ز همه مدعای خویشدر آشنایی بت ناآشنای خویش
۲
تا برندارم از سر کوی بتان قدمافتاده‌ام چو سلسله دایم به پای خویش
۳
جایی نمانده است که بیخود نرفته‌امبا آنکه برنداشته‌ام پا ز جای خویش
۴
یک لحظه بر مراد دل خود نبوده‌امبا آنکه سر نتافته‌ام از رضای خویش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth