خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۲۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیگانه گشتهام ز همه مدعای خویشدر آشنایی بت ناآشنای خویش
۲
تا برندارم از سر کوی بتان قدمافتادهام چو سلسله دایم به پای خویش
۳
جایی نمانده است که بیخود نرفتهامبا آنکه برنداشتهام پا ز جای خویش
۴
یک لحظه بر مراد دل خود نبودهامبا آنکه سر نتافتهام از رضای خویش
صفحهٔ ۱ از ۲