خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۳۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشقم آتش زد به دل، در دیده مسکن کردمشآستین زد بر چراغم، خانه روشن کردمش
۲
این زمان عطر ریاحین برنمیتابد به باغدل که ترتیب دماغ از درد گلخن کردمش
۳
عاجزم در دست دل، کاین شعله عالمفروزسوحت تا نقش قدم، هرجا که مامن کردمش
۴
زخم دل چون غنچه پنهان داشتم، خاکم به سرکز دل آوردم، چو گل آرایش تن کردمش
صفحهٔ ۱ از ۲