شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۲۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آغشته‌ام چو پنبه ز خوناب داغ خویشمنت ز شاخ گل نپذیرم به باغ خویش
۲
چون آفتاب با همه کس گرمخون مباشپروانه را دلیر مکن بر چراغ خویش
۳
بوی گلم دماغ خراشد درین چمندر باغم و چو غنچه بگیرم دماغ خویش
۴
ما را چو کرد دستخوش خویش درد عشقخود آستین زنیم به شمع و چراغ خویش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth