شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۳۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش آمد ز سفر مژده که یار آمد پیشدیده تا فرش‌شدن، پای نگار آمد پیش
۲
می‌کشد شاهد مقصود ز رخساره نقابدیده گو بر سر کار آی، که کار آمد پیش
۳
یار می‌آید و غم می‌رود ای مرغ چمنمژدگانی که خزان رفت و بهار آمد پیش
۴
از گروهی که بر افلاک نظر دوخته‌انداختر سعد، یکی را ز هزار آمد پیش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth