شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۳۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر شرم وصالت نبود قفل زبانمگویم که فراق تو چها کرد به جانم
۲
هنگام شکایت ز تو، از بس که گزیدمچون بار صنوبر شده صد پاره زبانم
۳
لرزد چو جرس بر سر هر ناله مرا دلگویا که به غمهای تو پیوسته فغانم
۴
گر بر ورق دل نهم انگشت، ز گرمیچون خامه مو دود برآید ز بنانم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth