خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۳۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه شعلهها زده سر ز آتشی که من دارمهزار نشاه نو زین می کهن دارم
۲
به آن رسیده که عشقم به غربت اندازدازین ملال غریبی که در وطن دارم
۳
به هر کجا که تو باشی، فغان من آنجاستاگرچه در قفسم، ناله در چمن دارم
۴
رسید وعده رفتن، مرو ز بالینمکه مانده یک نفس و با تو صد سخن دارم
صفحهٔ ۱ از ۲