شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۳۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در قیدم و گمان که گرفتار نیستمدارم هزار زخم و خبردار نیستم
۲
گه سینه می‌خراشم و گه ناله می‌کنمیک دم ز شغل عشق تو بیکار نیستم
۳
جایی نمی‌روم ز گلستان کوی توبوی گلم، ولی به صبا یار نیستم
۴
یکباره گر ز من نه فراموش کرده‌ایکو جور، اگر به لطف سزاوار نیستم؟
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth