خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۳۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمعیم و تن ز اشک دمادم گداختیمداغیم و از تبسم مرهم گداختیم
۲
از بس که کردهایم به غم، خویش را غلطغم ناتوان و ما ز تب غم گداختیم
۳
ای جان برو، چو عهد دلم تازه کرد غمکز اختلاط ساخته هم، گداختیم
۴
در مهر شعله ز آتش پروانه سوختیمدر عشق گل ز غیرت شبنم گداختیم
صفحهٔ ۱ از ۲