شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۳۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه حیرت، گر به چشم محرمانش در نمی‌آیم؟سرشک حسرتم، در چشم محرومان بود جایم
۲
به یاد حلقه زلفش به قید خویش خرسندمشوم دیوانه، گر زنجیر بردارند از پایم
۳
به سرگردانیی دیدم برون از شهر، مجنون راکه تا دامان روز حشر، دامنگیر صحرایم
۴
ز بس محرومی‌ام زان شاخ گل افزوده، می‌ترسمز بار ناامیدی بشکند شاخ تمنایم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth