خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۳۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تلخ است زبان در دهن از تلخی کاممزنهار که پرهیز کن از طرز کلامم
۲
تا بر سر من سایه مرغی نگذاردخورشید، نظر دوخته بر گوشه بامم
۳
تاری ز سر زلف توام بیش ندادندچون قطره خوی، در بن موییست مقامم
۴
در دایره چشم بود مرغ خیالتآزاد نگردد دگر این مرغ ز دامم
صفحهٔ ۱ از ۲