خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۳۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روزی که ناخنی نزند عشق بر دلمچون آتش فسرده و چون صید بسملم
۲
صد برگ گل که جمع کنی غنچهای شودآسان گره نخورده چنین، کار مشکلم
۳
دارد ز بس که بر نظر پاکم اعتمادپروانه خود چراغ در آرد به محفلم
۴
افکند ناتوانیام از خود به گوشهایچون قطره عرق، بن موییست منزلم
صفحهٔ ۱ از ۴