خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۳۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گمان مبر که ز روی تو دیده بردارمبه روی توست مرا دیده، تا نظر دارم
۲
چو نقش پا به رهت دیده دوختم، ترسمکه بگذری تو، گر از راه دیده بردارم
۳
مباد در دو جهان دستگیر، هیچکسمبجز تو در دو جهان گر کسی دگر دارم
۴
خرید بیخودیام از جفای خودداریسرم چو نیست، چه پروای دردسر دارم
صفحهٔ ۱ از ۲