شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۳۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کرده تا عشق تو چون نقش قدم پامالمهیچ‌کس نیست که حسرت نخورد بر حالم
۲
در بیابان بلا، گو مدد خضر مباشغم به هرسو که روم، می‌رود از دنبالم
۳
چشم، مشتاق و حیا قفل زبان می‌گرددصد سخن در دل و پیش تو ز حسرت لالم
۴
خواری عشق چنانم ز نظرها افکندکه در آیینه نیاید به نظر، تمثالم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth