شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۳۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کی به غیر از دیدنش اندیشه دیگر کنمچون نظر هرجا شوم گم، سر ز مژگان بر کنم
۲
حال دل خاطرنشان او کنم روز وصالگر دهد نظاره‌ام فرصت که چشمی تر کنم
۳
چون خیال عافیت بندم، بسوزم خویش راتا چو اخگر داغ را مرهم ز خاکستر کنم
۴
شعله را گر سر فرود آید به جسم زار منمی‌توانم زین کف خاشاک، دودی بر کنم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth