شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۳۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا آفرین شست تو گوید زبان زخمپیکان زبان خویش کند در دهان زخم
۲
یک دم بمان چو زخم زدی، تا که بشنویتحسین تیغ خود ز لب خون‌فشان زخم
۳
جنس جفا کسی نستاند به نیم جوجایی که تیغ یار گشاید دکان زخم
۴
بس گرم شکر گفتن بازوی قاتل استترسم که تیغ، آب شود در دهان زخم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth