خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۳۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از ازل کشته آن طرز نگاه آمدهایمصد گره در دل ازان زلف سیاه آمدهایم
۲
بر سر کوی تو هر صبح چو آیینه مهرهمه تن چشم شده محض نگاه آمدهایم
۳
موسی وادی عشقیم که تا طور وصالهمه جا با مدد شعله آه آمدهایم
۴
بی گنه بر تن ما یک سر مو نیست، مگرخوی عفویم که خواهان گناه آمدهایم؟
صفحهٔ ۱ از ۲