خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۴۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کم خمار بگیرد، اگر شراب شومبرآورد ره روزن، گر آفتاب شوم
۲
چگونه با دیگران بینمت، که عکس رختاگر در آینه افتد، ز غیرت آب شوم
۳
ز غیرتم شده آگاه، چون ز من رنجدبه دیگران زند آتش که من کباب شوم
۴
به روز وصل، چو خورشید از اضطراب حجابگهی نقاب درم، گاه در نقاب شوم
صفحهٔ ۱ از ۱