خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۴۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو باد سوی تو آید، ز غیرت آب شومبه یک نسیم، چو نقش قدم خراب شوم
۲
من و شکست حریفان کجاست تا به کجاخمار نشکند از من، اگر شراب شوم
۳
تو از شراب صبوحی شکفته باش، که مندماغ خنده ندارم گر آفتاب شوم
۴
تعلقم به فلک نیست، آن اسیر نیمکه چون نسیم، مقید به هر حباب شوم
صفحهٔ ۱ از ۳