شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۴۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شرط بود کفر و دین، هر دو به هم داشتندل به صمد باختن، رو به صنم داشتن
۲
گر نبود عشق هم، فرض بود مرد رافال محبت زدن، نیت غم داشتن
۳
ظلم بود سینه را، داشت ز افغان جداحیف بود دیده را، دور ز نم داشتن
۴
فال رهایی مزن، زانکه نشان بدی‌ستپای کشیدن ز گل، دست ز غم داشتن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth