شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۴۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیا ای عشق، ننگ عافیت از سرم وا کندلم را طاقت غم ده، سرم را گرم سودا کن
۲
شب تنهایی‌ام مشرق ز یادش رفته، ای گردونرهی دیگر برای مطلع خورشید پیدا کن
۳
گل خودروی من، آهنگ سیر بوستان داردبرو ای دیده و در چشم نرگس خویش را جا کن
۴
مرا خوانی به بزم خود، دهی پهلوی غیرم جاخسک در دیده‌ام ریزی و گویی گل تماشا کن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth