شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۴۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در کوه و دشت، پهن شود تا نشان منای لاله کاش داغ تو بودی ازان من
۲
از بس که حرف تیغ بتان شد زبانزدمشد ریشه ریشه چون قلم مو، زبان من
۳
گر پهلویم چو شمع نمی‌داشت، چربییکی سوختی به علت، مغز استخوان من؟
۴
در غیرتم که سایه چرا با تو همره استدنبال کس مباد دل بدگمان من
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth