خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۴۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تاوان قتل صید زبون نیست بر کسیمنت برای قطره خون نیست بر کسی
۲
کافیست شوق کشتهشدن خونبها مرادر روز حشر، دعوی خون نیست بر کسی
۳
هرکس به قدر همت خود میکشد جفاهرگز ستم ز همت دون نیست بر کسی
۴
عاقل کسی بود که کند غربت اختیاراز کشوری که دست جنون نیست بر کسی
صفحهٔ ۱ از ۲