شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۴۵۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چنان افتاده‌ام از کار، بهر لاله رخساریکه غیر از دیدن رویش نمی‌آید ز من کاری
۲
فضای سینه را چندان که می‌جویم، نمی‌یابمز یاران به دل نزدیک، غیر از ناوکش یاری
۳
نگاهی داشت هر سو گرم، ساقی دوش در مجلسنمی‌دانم که آتش در که زد، من سوختم باری
۴
ز زلف یار نتوانم بریدن دل به آسانیکه بر وی عمرها شد بسته دارم دل به هر تاری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth