شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۱۲۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای پیرِ سال‌خورده غمِ خود نمی‌خوریرو خونِ رز مریز که بر خویش خون‌گری
۲
بت در کنار داری و زنّار در میانتا چون موحّدان نشوی از خودی بری
۳
در ابتدا نه هم ز قیاسِ من و تو خاستترتیبِ بت‌پرستی و ترکیبِ بت‌گری
۴
بود و نبود و رای و قیاس تو چیست بُتزین جمله وا رهی اگر از خویش بگذری
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth