شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۱۲۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر ز شیرین‌لبی کنم شوریگو سلیمان عَفُو کن از موری
۲
فرشِ سلطان عجب نباشد اگرعار دارد ز دامنِ عوری
۳
این که گویند دوست دوست مدارنتوان کرد بر کسی زوری
۴
چه کم از حسن اگر دمی بنشستیوسفی در برابرِ کوری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth