شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۱۲۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مگر تقدیر دل باری به غم رفته ست و سر بازیالا ای دل چه می ترسی به جان من چه می نازی
۲
بنای دوستی باید که باشد ثابت و محکممحبّت چون ترا بستد دگر با خود نپردازی
۳
ز دستت هیچ برناید مگر با صبر بنشینیز عقلت هیچ نگشاید مگر با عشق درسازی
۴
اگر خواهی که گوی عشق از میدان بری بیرونز همت مرکبی سازی و بر کون و مکان تازی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth