شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۱۲۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه باشد ار به ملاقات چاره‌ای سازیمرا شبی دگر از رویِ لطف بنوازی
۲
نیازمندِ توییم و تو را به حسن و جمالمسلّم است اگر بر جهانیان نازی
۳
به ناز بر همه عالم مفاخرت کردنتو را رسد که برون می‌پری به طنّازی
۴
نهاده‌ایم سرِ بندگیّ و گردنِ طوعچو زلف، بر ضعفا پس مکن سرافرازی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth