خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۲۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فراقِ دوست چه دردست بی دواء الکیبه داغ هجر دلم کی دوا پذیرد کی
۲
از آن زمان که وداع اتفاق افتاده ستنشد ز هیبتِ جان خالی از مسامم خوی
۳
به غم نشسته دلی خسته و دری بستهدگر برون ننهادم ز کُنجِ احزان پی
۴
سرِ متابعت از پیش برندارم اگرچو چنگ برکشدم چنگِ امتحان رگ و پی
صفحهٔ ۱ از ۳