شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۱۲۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما را نبود قاعده ی جنگ و جدالیاما بود امید به صلحی و وصالی
۲
با تو نتوانم که به روی تو برآیمگر بر منت از وجه عتاب است خیالی
۳
اما به شفاعت ز سر عجز توانمگفتن که ببخش ار به قبول است مجالی
۴
هم بی بر و باری نبود عاقبت الامردر باغ جهان هر که بر آورد نهالی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth