خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۲۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای در بیابان غمت سرگشته هر جایی دلیوا مانده در ره صد هزار افتاده در هر منزلی
۲
هر چوب ثعبان کی شود شیطان سلیمان کی شوداین ره به پایان کی شود الا به پای کاملی
۳
انسان به رتبت از سمک چون رفت بر بام فلکترتیب شیطان و ملک ز اول چه بود آب و گلی
۴
شیطان که اصل شر بود کی با ملک هم بر بودحاشا کجا هم سر بود هرگز محق با مبطلی
صفحهٔ ۱ از ۳