خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۲۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یاد آن شب ها که در خلوت به روز آوردمیتا طلوع مهر با آن مهربان می خوردمی
۲
می ز دست رشک خورشید فلک نوشیدمیبر جمال راحت جان روح می پروردمی
۳
می کشد صد بار نومیدی مرا هر ساعتیکاش کی یک روی گشتی کاریا یک دردمی
۴
دشمنم هم عاقبت آواره کرد از کوی دوستکاش چون سرگشته ام در کوی او می گردمی
صفحهٔ ۱ از ۲