شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۱۳۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای گر درآید از درم سرمست یار قاینیبر جان نهم، بر دل نهم، دستِ نگار قاینی
۲
مردم نمیگویم ز که مستم نمیگویم ز چهمشهور باشد در جهان چشم خمار قاینی
۳
آرامِ جانی یافتم کز دل قرارم می برددل بردن و جان سوختن این است کارِ قاینی
۴
نخّ و نسیج انداخته شمع از میان برداشتهیا رب توان خفتن چنین شب در کنارِ قاینی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth