خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۳۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیام داد به من هاتف سحرگاهیکه نیم شب به حمل رفت شمس از ماهی
۲
هنوز اوّلِ شعبان به رسمِ برغندانز دست رویِ نکو می چرا نمی خواهی
۳
ثواب می کن و از جاده ی صواب مگردکه در تموّج بحرند مُخطی و ساهی
۴
ز فضلِ شاملِ حق جَلَّ ذِکرُهُ نومیدمباش و باش مجرّد ز مالی و جاهی
صفحهٔ ۱ از ۳