خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۳۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای در محیط کرده دعوی آشناییرفتی چنان که هرگز دیگر برون نیایی
۲
گرداب در ربوده ساحل به خواب بیندهرچند بیش کوشد کمتر بود رهایی
۳
از لنگرِ طبیعت بگشای کشتیِ جانبارِ گران بیفکن گر مردِ راهِ مایی
۴
سلطانِ هفت کشور در کنجِ ما نگنجدیا سر فرو نیاید کز ما کند گدایی
صفحهٔ ۱ از ۳