خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۳۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ندارم در همه شهر آشناییکه پیغامی برد از من به جایی
۲
غمِ دل با که گویم محرمی کوکه بتوان گفت با او ماجرایی
۳
مرا دیر است تا از ماه روییتقاضا میکند در سر هوایی
۴
نیم نومید از این دولت که داندهنوزم هست در خاطر رجایی
صفحهٔ ۱ از ۳