شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۱۴۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر که جگرگوشه ای دارد و جانانه ایدر نظرش مصر دان هست چو ویرانه ای
۲
خاصه که تو دل بری شنگِ جهانی که نیستدر صدفِ روزگار همچو تو دردانه ای
۳
مطلعِ خورشید چیست رویِ تو دیدن صباحدولتِ آن کش بود همچو تو هم‌خانه ای
۴
شعله ی شمعِ رخت در دلم آتش فکندچیست به جز سوختن حاصلِ پروانه ای
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth