خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به چین زلف تو کان رشک صورت چین استز وقت شیر مزیدن لب تو شیرین است
۲
دمی ز دیده پرخون نمیشوی بیرونبدان سبب که تو طفلی و خانه رنگین است
۳
دگر فوس کنانم مگو که زان توامکه سوختم ز دروغ تو راستی این است
۴
از مهر کرد و وفا توبه آن دل سنگینچگونه توبهٔ او بشکنم که سنگین است
صفحهٔ ۱ از ۲